اجلاس پاييزي صلح خاورميانه در راه است. برو بيا و همهمه اي است داخل حياط . اولمرت مثل تاج قمرالملوك توي مهتابي پنج دري نشسته است و پيازها را پوست مي كند. نگران است و مدام به دخترها دستور مي دهد و سركوفت مي زند. دختر ها هم چه دم بخت چه شوهر كرده صورتشان مثل قرص مهتاب و لبهاشان به سرخي انار از زير چادر نماز سفيد بيرون افتاده است. دستپاچه اين سو و آنسو مي روند واجاق كه سر مي رود لبهايشان را آهسته مي گزند. هيلاري رفته است سر كوچه سيب زميني بگيرد بيلي از پشت بام دخترهاي قمرالملوك را ديد مي زند ، عبرت نمي گيرد كه!!. قمرالملوك حسابي حواسش به ديگهاست كه سر نروند. بوش داشي از دالان خانه وارد حياط مي شود
با يك بغل هندوانه و يك بغل سيب سرخ توي پاكت ميوه. دخترها جلو مي دوند و قربان صدقه آقاجون مي روند، هندوانه را مي گيرند و سيب ها داخل آب حوض مي غلتند. دامادها هم بقيه چيزها را مي آورند.دعوتي ها خيلي زيادند براي همين به بعضي از خودي ها گفته اند هركدام يك چيزي بياورند مهماني سر بگيرد. به ساراكوزي گفته اندعرق بياورد مجلس گرم شود.البته اين ساراكوزي كه اهل اين حرفها نبود ، از روزي كه پوتين نكبت مواد داد دستش و باعث شد سر سخنراني اون آبروريزي راه بيفته از راه بدر شد. به كرزاي هم سپرده اند ترياك بياورد براي مردها بروند اتاق بالا حال كنند. البرادعي را هم دعوت كرده اند تا پوتين و بلر ناقص سر كارش بگذارند و مهمانها بخندند. دفعه پيش توي اجلاس جي هشت بلر برايش از پشت شاخ مي
گذاشت و پوتين هم يك تكه كاغذ چسبانده بود پشتش كه " اين خر به فروش مي رسد". انجلا مركل هم سوگلي و نازگل دوره است . از دفعه اي كه آن گند
را با بلر توي حياط پشتي بالا آوردند مري ديگردر اين دوره ها شركت نمي كرد.
No comments:
Post a Comment