
جشن باستاني نوروز به تو عزيز كه چشمان مهربانت بر اين خطوط مي لغزد مبارك. اميدوارم سالي پر از شادي ، سلامت و موفقيت داشته باشي. شايد شعر زيباي فريدون مشيري در مورد بهار هرگز كهنه نشود ، آن را در زير مي خوانيد. راستي در جايي مي شنيدم كه ماهي قرمزهاي كوچك به هر صداي بلندي مثل صداي تلويزيون يك سكته مي كنند ، هوايشان را داشته باشيد. شايد بهتر باشد در جايي ساكت و آرام نگهشان داريد. سفر هم اگر مي رويد آمار حوادث جاده اي را يادتان نرود.
بوي باران ، بوي سبزه ، بوي خاك
شاخه هاي شسته ، باران خورده ، پاك
آسمان آبي و ابر سپيد ،
برگ هاي سبز بيد
عطر نرگس ،
رقص باد ،
نغمه شوق پرستوهاي شاد ،
خلوت گرم كبوترهاي مست
نرم نرمك مي رسد اينك بهار ،
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها ،
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه هاي نيمه باز ،
خوش به حال دختر ميخك كه مي خندد به ناز ،
خوش به حال جام لبريز از شراب ،
خوش به حال آفتاب
اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
اي دريغ از ما ، دريغ از ما ، اگر كامي نگيريم از بهار
هفت رنگش مي شود هفتاد رنگ
با شخصيت ترينشان ابومازن است كه آن هم بعد از آن بادي كه دفعه پيش سر سفره ول داد آبروش رفت و باعث شد از آن به بعد همه بهش بگويند عباس گو...! حيزشان بلر است ، مادر به خطايشان پوتين و بد مستشان ساراگوزي ، چه شود!!. سپرده اند مشرف چند تا از آن گوسفندها بياورد جلوي پاي المالكي سر ببرند ، خرش كنند بندازنش جان محمود. محمود هم چادرگل گلي اش را چپ و راست بسته ، دست به كمرسر كوچه ايستاده، در حاليكه طره مويش از زير چادرروي پيشانيش ريخته، چشمهايش را به در خانه قمرالملوك ريز كرده و زير لب بدو بيراه مي گويد . خيلي خيلي محرمانه و سري براي ملك عبدلله پادشاه عربستان هم سه تا دختر باكره چهارده ساله ، تروتازه مثل غنچه شبنم زده ، آورده اند انداخته اند مكان بيلي (بيلي كلينتون) تا حوصله اش سر نرود. چونكه دفعه آخر كه فقط چهار زن عقديش را آورده بود خيلي نق ميزد ، هر چه هم ترياك حلقش مي انداختند آرام نمي شد